کمک غرب به عراق
حمايت هاي غرب و شرق از عراق در طول جنگ با ايران، داراي جنبه هاي نظامي، سياسي و ديپلماتيک بود که به طور خلاصه عبارتند از: کارشکني در متجاوز شناختن عراق و محکوم شدن اين کشور در مجامع بين المللي، جنگ رواني مداوم عليه ايران از طرق مختلف، کمک هاي بسيار گسترده و مجهز کردن عراق به سلاح هاي متعارف و کشتار جمعي و اعطاي اعتبارات مالي با شرايط بسيار خوب.
حمايت کشورهاي اروپايي به ويژه فرانسه از عراق
به طور کلي، اروپاي غربي، خواستار استقرار ثبات و امنيت در منطقه خاورميانه است. امنيت اروپا به دليل نزديکي با اين منطقه، متأثر از امنيت خاورميانه بوده و از طرفي، کشورهاي خاورميانه، از اصلي ترين شرکاي اقتصادي و تجاري اروپاي غربي هستند. اين کشورها، خريداران فن آوري پيشرفته و تسليحات آنها بوده و همچنين فروشنده نفت که براي رونق اقتصادي و کارکرد صنايعشان لازم است، مي باشند.


در تاريخ 16 آوريل،1986،ژاک شيراک، سه هفته پس از استقرار در کاخ نخست وزيري، ماتينيون، نظر مخالفت وزراي کليدي کابينه اش، قرار داد فروش سلاح به مبلغ يک ميليارد فرانک به عراق را امضا کرد.
قبل از شروع جنگ با ايران، ارتش زميني عراق، متشکل از 13 لشکر بود که 4 لشکر زرهي و 4 لشکر مکانيزه را شامل مي شد، به استثناي حدود 100 دستگاه تانک هاي تهاجمي فرانسه از نوع AMX300، تجهيزات اين لشکرها، از شوروي تأمين شده بود که شامل 2600تانک، 2500خودروي زرهي پياده نظام، حدود 2000 دستگاه توپ خانه، 26 دستگاه پرتاب موشک Frog A7 و 12، جهت موشک هاي اسکار B و همچنين هزاران تجهيزات ضد تانک و ضدهوايي مي شد. شوروي همچنين قسمت اعظم نيروي هوايي جنگنده عراق را با 330 فروند جنگنده، تأمين کرده بود.
ايالات متحده آمريکا در سال هاي 1980(سال هاي جنگ عراق با ايران)، ارتش عراق را به طور همه جانبه اي مسلح کرد. در سال 1983، دونالد راسفلد (وزير دفاع کنوني آمريکا، موافقت نامه همکاري نظامي با صدام حسين را امضا کرد. براي جلوگيري از شکست ارتش عراق در جنگ عليه ايران، آمريکا سلاح هاي شيميايي و بيولوژيکي در اختيارش گذارد و در برابر استفاده از اين سلاح ها از طرف صدام حسين عليه نيروهاي نظامي ايران و کردهاي عراقي، کاملا چشمان خود را بست.
در سال 1359، عراق توانايي چنداني براي توليد مقادير قابل توجهي از عوامل شيميايي داشت، اما با انتقال مقاديري از عوامل شيميايي و مواد اوليه آن از ذخاير شوروي به عراق و نيز خريد تجهيزات ويژه از کشورهاي اروپايي و ايالات متحده آمريکا، براي نيل به توانايي توليد مستقل سلاح هاي شيميايي تا حدودي اين ضعف را جبران نمود. عراق همچنين به منظور توليد عوامل اعصاب، به خريد مواد شيميايي در خور ملاحظه اي از غرب، از جمله آمريکا، مبادرت کرد.
مقاله اي در تاريخ 17 آگوست 2002 در روزنامه نيويورک تايمز به چاپ رسيد که در قسمتي از آن آمده است: «مدت هاست از اين امر که ايالات متحده آمريکا، طرح ها و کمک هاي اطلاعاتي در اختيار دولت صدام مي گذاشته، آشکار گرديده است.» نيويورک تايمز مي نويسد:

افسران ارتش آمريکا بيان کردند که رئيس جمهور، ريگان، معاون رياست جمهوري، جورج بوش و ديگر مقامات عالي رتبه دولت ريگان، هرگز حمايت خود را از برنامه بسيار محرمانه اي که طي آن، طرح هاي تکنيکي (سلاح هاي شيميايي) در اختيار دولت عراق گذاشته شد، دريغ نکردند.
عراق با کمک کشورهاي غربي، مخصوصاً آمريکا و شوروي، با انتقال مقاديري عوامل شيميايي و مواد اوليه آن از ذخاير اين کشورها به عراق و نيز خريد تجهيزات ويژه از کشورهاي اروپايي و ايالات متحده آمريکا، توانايي توليد مستقل سلاح هاي شيميايي را به دست آورد. با وجود استفاده گسترده عراق از سلاح هاي شيميايي، هيئت هاي اعزامي از سوي دبير کل سازمان ملل به عراق و ايران جهت بازرسي مناطق جنگي و سپس تهيه گزارش ها از سوي اين هيئت ها که کاربرد سلاح ها از سوق عراق را مورد تأييد قرار مي داد، شوراي امنيت و اعضاي دائم آن، يعي انگليس، فرانسه، آمريکا و شوروي و چين، اقدام به موضع گيري قاطعي عليه عراق نکردند. شورا در طول چند سال، صرفاً به صدور بيانيه در منع استفاده از سلاح هاي شيميايي بسنده کرد و هيچ گاه عراق را محکوم نکرد. نوع برخورد ضعيف شورا با اين عمل جنايت کارانه، عراق را در استفاده گسترده تر از سلاح هاي شيميايي گستاخ تر کرد.


در تاريخ 16 آوريل،1986،ژاک شيراک، سه هفته پس از استقرار در کاخ نخست وزيري، ماتينيون، نظر مخالفت وزراي کليدي کابينه اش، قرار داد فروش سلاح به مبلغ يک ميليارد فرانک به عراق را امضا کرد.
قبل از شروع جنگ با ايران، ارتش زميني عراق، متشکل از 13 لشکر بود که 4 لشکر زرهي و 4 لشکر مکانيزه را شامل مي شد، به استثناي حدود 100 دستگاه تانک هاي تهاجمي فرانسه از نوع AMX300، تجهيزات اين لشکرها، از شوروي تأمين شده بود که شامل 2600تانک، 2500خودروي زرهي پياده نظام، حدود 2000 دستگاه توپ خانه، 26 دستگاه پرتاب موشک Frog A7 و 12، جهت موشک هاي اسکار B و همچنين هزاران تجهيزات ضد تانک و ضدهوايي مي شد. شوروي همچنين قسمت اعظم نيروي هوايي جنگنده عراق را با 330 فروند جنگنده، تأمين کرده بود.

ايالات متحده آمريکا در سال هاي 1980(سال هاي جنگ عراق با ايران)، ارتش عراق را به طور همه جانبه اي مسلح کرد. در سال 1983، دونالد راسفلد (وزير دفاع کنوني آمريکا، موافقت نامه همکاري نظامي با صدام حسين را امضا کرد. براي جلوگيري از شکست ارتش عراق در جنگ عليه ايران، آمريکا سلاح هاي شيميايي و بيولوژيکي در اختيارش گذارد و در برابر استفاده از اين سلاح ها از طرف صدام حسين عليه نيروهاي نظامي ايران و کردهاي عراقي، کاملا چشمان خود را بست.
در سال 1359، عراق توانايي چنداني براي توليد مقادير قابل توجهي از عوامل شيميايي داشت، اما با انتقال مقاديري از عوامل شيميايي و مواد اوليه آن از ذخاير شوروي به عراق و نيز خريد تجهيزات ويژه از کشورهاي اروپايي و ايالات متحده آمريکا، براي نيل به توانايي توليد مستقل سلاح هاي شيميايي تا حدودي اين ضعف را جبران نمود. عراق همچنين به منظور توليد عوامل اعصاب، به خريد مواد شيميايي در خور ملاحظه اي از غرب، از جمله آمريکا، مبادرت کرد.
مقاله اي در تاريخ 17 آگوست 2002 در روزنامه نيويورک تايمز به چاپ رسيد که در قسمتي از آن آمده است: «مدت هاست از اين امر که ايالات متحده آمريکا، طرح ها و کمک هاي اطلاعاتي در اختيار دولت صدام مي گذاشته، آشکار گرديده است.» نيويورک تايمز مي نويسد:

افسران ارتش آمريکا بيان کردند که رئيس جمهور، ريگان، معاون رياست جمهوري، جورج بوش و ديگر مقامات عالي رتبه دولت ريگان، هرگز حمايت خود را از برنامه بسيار محرمانه اي که طي آن، طرح هاي تکنيکي (سلاح هاي شيميايي) در اختيار دولت عراق گذاشته شد، دريغ نکردند.
عراق با کمک کشورهاي غربي، مخصوصاً آمريکا و شوروي، با انتقال مقاديري عوامل شيميايي و مواد اوليه آن از ذخاير اين کشورها به عراق و نيز خريد تجهيزات ويژه از کشورهاي اروپايي و ايالات متحده آمريکا، توانايي توليد مستقل سلاح هاي شيميايي را به دست آورد. با وجود استفاده گسترده عراق از سلاح هاي شيميايي، هيئت هاي اعزامي از سوي دبير کل سازمان ملل به عراق و ايران جهت بازرسي مناطق جنگي و سپس تهيه گزارش ها از سوي اين هيئت ها که کاربرد سلاح ها از سوق عراق را مورد تأييد قرار مي داد، شوراي امنيت و اعضاي دائم آن، يعي انگليس، فرانسه، آمريکا و شوروي و چين، اقدام به موضع گيري قاطعي عليه عراق نکردند. شورا در طول چند سال، صرفاً به صدور بيانيه در منع استفاده از سلاح هاي شيميايي بسنده کرد و هيچ گاه عراق را محکوم نکرد. نوع برخورد ضعيف شورا با اين عمل جنايت کارانه، عراق را در استفاده گسترده تر از سلاح هاي شيميايي گستاخ تر کرد.

ترويج روحيه مقاومت و پايداري
از برکات مهم دفاع مقدس، تقويت اعتماد به نفس و خودباوري بوده است. ما در اين کوران دفاع مقدس، به اين نتيجه رسيديم که بايد خود را باور و با تکيه بر توانمندي خود -به ويژه جوانان خداجو-کشور را اداره کنيم. تأثير اين خودباوري، بعد از جنگ نيز حتي در عرصه هاي مختلف اجتماعي، اقتصادي و فناوري هاي جديد دفاعي، نمود فزاينده اي داشت. در جنگ و دفاع هشت ساله، به اين نتيجه رسيديم که بايد بر روي پاي خود بايستيم و به اين خودباوري دست يافتيم که مي توان ساليان سال، عليه تمامي قدرت ها و ابرقدرت ها مبارزه کرد، همچنان که حضرت امام خميني (ره)فرمود:«ما در اين جنگ، ابهت دو قدرت شرق و غرب را شکستيم».
شکستن ابهت دو قدرت شرق و غرب، نه فقط در صحنه هاي نبرد و جنگ، بلکه در تمامي صحنه ها به دست آمد.
با خودباوري و اعتماد به نفس ايجاد شده در مردم، به پيشرفت ها و ابتکاراتي دست زديم که تحسين دوست و دشمن را بر انگيخت. در تحريم اقتصادي، صبورانه با روحيه قناعت و صرفه جويي مقاومت کرديم و اقدام به ساخت وسايل و قطعات مختلف نموده، تا مرز خودکفايي در کالاها و محصولات اساسي پيش رفتيم و در يک جمله، ملت ما ثابت کرد که اگر بخواهيم، مي توانيم و اين ها همه از برکات جنگ تحميلي و تحريم هاي مختلف بود که به قول امام (ره):«اين جنگ و تحريم اقتصادي و اخراج کارشناسان خارجي، تحفه اي الهي بود که ما از آن غافل بوديم.» و اين وصيت رهبر خودباور جامعه است که:

انتظار نداشته باشيد که از خارج، کسي به شما در رسيدن به هدف که [همان]اسلام و پياده کردن احکام اسلام است، کمک کند. خود بايد به اين امر حياتي که آزادي و استقلال را تحقق مي بخشد، قيام کنيد.
رژيم عراق قصد داشت سه روزه به اهداف نظامي خود برسد. صدام قول داده که سه روز پس از شروع حمله، در اهواز سخنراني کند. شواهد چند روزه اول جنگ نيز حاکي از احتمال وقوع اين پيش بيني بود، اما اول از همه، مردم دلاور خوزستان و ديگر استان هاي مرزي، مانع از تحقق اين امر شدند. مردم خوزستان که صدام ماه ها تبليغ کرده بود تا به خيال خود، آنها را عليه جمهوري اسلامي بشوراند، دليرانه ايستادند و جنگيدند، سپس نيروهاي مردمي به فرمان امام (ره) از سراسر کشور در جبهه ها حضور يافتند و مانع تجاوز و توسعه طلبي سران حزب بعث شدند.
عمليات هاي طريق القدوس -فتح المبين-بيت المقدس، رمضان و...، نبردهايي که در آن، مردمي بودن جنگ آشکار شد و حضور آنان، با پيروزي براي کشور ما همراه بود. احتياجي به آمار و ارقام دال بر حضور خيل عظيم مردم در جبهه ها نيست. ما، خود شاهد اعزام داوطلبانه و چشمگير مسلماناني معتقد و کارآمد به ميدان هاي جنگ بوديم. آنها جنگ را در بعد اقتصادي تقويت کردند و با صبر و استقامت خويش، بر مصائب و مشکلات ناشي از جنگ تقويت کردند و با با صبر و استقامت خويش، بر مصائب و مشکلات ناشي از جنگ فايق آمدند و حضور مردم در راه پيمايي ها و مراسم دعا و نيايش، جمعه و جماعات رزمندگان و مسئولان اداره جنگ را تشويق مي کرد تا با صلابت به دفاع بپردازند، اما انگيزه هاي حضور گسترده مردم در جبهه، دفاع از موجوديت اسلام و انقلاب اسلامي و حفظ تماميت ارضي کشور و احساس تکليف براي دفاع بود.
شکستن ابهت دو قدرت شرق و غرب، نه فقط در صحنه هاي نبرد و جنگ، بلکه در تمامي صحنه ها به دست آمد.
با خودباوري و اعتماد به نفس ايجاد شده در مردم، به پيشرفت ها و ابتکاراتي دست زديم که تحسين دوست و دشمن را بر انگيخت. در تحريم اقتصادي، صبورانه با روحيه قناعت و صرفه جويي مقاومت کرديم و اقدام به ساخت وسايل و قطعات مختلف نموده، تا مرز خودکفايي در کالاها و محصولات اساسي پيش رفتيم و در يک جمله، ملت ما ثابت کرد که اگر بخواهيم، مي توانيم و اين ها همه از برکات جنگ تحميلي و تحريم هاي مختلف بود که به قول امام (ره):«اين جنگ و تحريم اقتصادي و اخراج کارشناسان خارجي، تحفه اي الهي بود که ما از آن غافل بوديم.» و اين وصيت رهبر خودباور جامعه است که:

انتظار نداشته باشيد که از خارج، کسي به شما در رسيدن به هدف که [همان]اسلام و پياده کردن احکام اسلام است، کمک کند. خود بايد به اين امر حياتي که آزادي و استقلال را تحقق مي بخشد، قيام کنيد.
رژيم عراق قصد داشت سه روزه به اهداف نظامي خود برسد. صدام قول داده که سه روز پس از شروع حمله، در اهواز سخنراني کند. شواهد چند روزه اول جنگ نيز حاکي از احتمال وقوع اين پيش بيني بود، اما اول از همه، مردم دلاور خوزستان و ديگر استان هاي مرزي، مانع از تحقق اين امر شدند. مردم خوزستان که صدام ماه ها تبليغ کرده بود تا به خيال خود، آنها را عليه جمهوري اسلامي بشوراند، دليرانه ايستادند و جنگيدند، سپس نيروهاي مردمي به فرمان امام (ره) از سراسر کشور در جبهه ها حضور يافتند و مانع تجاوز و توسعه طلبي سران حزب بعث شدند.
عمليات هاي طريق القدوس -فتح المبين-بيت المقدس، رمضان و...، نبردهايي که در آن، مردمي بودن جنگ آشکار شد و حضور آنان، با پيروزي براي کشور ما همراه بود. احتياجي به آمار و ارقام دال بر حضور خيل عظيم مردم در جبهه ها نيست. ما، خود شاهد اعزام داوطلبانه و چشمگير مسلماناني معتقد و کارآمد به ميدان هاي جنگ بوديم. آنها جنگ را در بعد اقتصادي تقويت کردند و با صبر و استقامت خويش، بر مصائب و مشکلات ناشي از جنگ تقويت کردند و با با صبر و استقامت خويش، بر مصائب و مشکلات ناشي از جنگ فايق آمدند و حضور مردم در راه پيمايي ها و مراسم دعا و نيايش، جمعه و جماعات رزمندگان و مسئولان اداره جنگ را تشويق مي کرد تا با صلابت به دفاع بپردازند، اما انگيزه هاي حضور گسترده مردم در جبهه، دفاع از موجوديت اسلام و انقلاب اسلامي و حفظ تماميت ارضي کشور و احساس تکليف براي دفاع بود.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم مرداد ۱۳۹۵ ساعت 21:35 توسط سجاد سلیمی - حسین اسکویی
|