دفاع مقدس ملت ما یک جنگ اعتقادی به معنای اخص کلمه بود و این را در واقع از حضرت امام (ره) آموخته بودیم. به‌طور کلی نحوه حضور رزمندگان در جنگ و جبهه‌ها حکایت از همین موضوع داشت و نوع ارتباط عاشقانه و عارفانه‌ای که با خود حضرت امام(ره) به‌عنوان ولی امر داشتند را نشان می‌داد. رزمندگان ما همیشه حضورشان را در جبهه‌ها با جبهه کربلا می‌سنجیدند و وقایع و عملیات‌های گوناگون را با واقعه عبرت‌آموز کربلا مقایسه می‌کردند؛ یعنی به ما می‌فهماندند که تطبیق دوران دفاع مقدس با وقایع جنگ‌های صدر اسلام و کربلا از جهات اعتقادی را چگونه باید انجام دهیم و هر کدام از ما چگونه باید حضور خودمان در جبهه را در ارتباط با سابقه اعتقاداتمان پیدا کنیم. این اصل همان چیزی بود که رزمندگان اسلام را در جنگ نگه می‌داشت؛ همان چیزی که جنگ ما را با سایر جنگ‌ها متفاوت می‌کرد. در واقع چیزی که به جنگ اصالت داده و هویت واقعی آن را ساخته بود، انگیزه‌های ایمان و معنویت موجود در رزمندگان عاشق اسلام، امام (ره) و جمهوری اسلامی بود که به یک معنا اصالت‌های ملی درون اصالت‌های اعتقادی وجود داشت. جنگ و دفاع مقدس به‌عنوان یک عبادت بلکه عروج به اعلا علیین برای رزمندگان اسلام مطرح بود و به تدریج همان برداشت عبادت از جنگ هویت حقیقی را به آن داد و انگیزه‌های ملی تحت‌الشعاع اصالت‌های اعتقادی قرار گرفت. حضرت امام(ره) همیشه یک هویت اسلامی- ملی برای جنگ قائل بودند و این همان چیزی بود که ما در جنگ دیدیم و تجربه کردیم. سیر طبیعی تاریخ انقلاب بدان جا کشیده شد که مردم با انگیزه‌های اعتقادی به جبهه‌ها کشانده شدند و این انگیزه‌ها نسبت به سایر انگیزه‌ها برتری پیدا کرد و همین امر علت پیروزی بود. ما بیشتر با افرادمان کار می‌کردیم تا تجهیزات، چون جنگ ما، جنگ معنوی بود و با ظواهر آن کاری نداشتیم. تمایز ما با سایر جنگ‌ها در هواپیما، موشک، بمب، اسلحه و تانک نبود بلکه معنویتی بود که در وجود رزمندگان ما متجلی شد و نقطه پیوند ما با جنگ‌های صدر اسلام بود.